طَعامُ مِسْكِينٍ
طعام مسكين ؛
تفسير : مطلب اين است كه كسانى كه روزه گرفته مىتوانستند « 1 » ، چون در اوّل عادى نبودند « 2 » ، روزهء مسلسل يك ماه بر آنها نهايت دشوار مىآمد ؛ خداوند ( ج ) براى سهولت آنها فرموده : اگرچه شما عذرى مانند بيمارى و سفر نداريد ؛ بنابر عدم عادت ، روزه بر شما دشوار مىآيد ؛ مخيّريد كه روزه بگيريد يا عوض آن را دهيد ؛ يعنى به جاى يك روز يكى از مساكين محتاج را دو وقت از طعام سير نمائيد ؛ بدين وسيله يك تن از شما كه طعام يك روز خود را به ديگرى مىبخشد مانند آن است كه يك روز خويشتن را از خوراك بازداشته است ، و گويا فى الجمله با روزه مشابهتى به هم مىرسد ؛ امّا ، وقتى كه مردم به روزه خو گرفتند ، اين اجازه منسوخ شد ؛ در آيت آينده بيان مىشود . بعض اكابر ، از
« طَعامُ مِسْكِينٍ »
صدقهء فطر را نيز مراد گرفتهاند ؛ از اين برمىآيد كسانى كه بتوانند فديه دهند ، آنها بايد مقدار خوراك يك مسكين را به او بدهند . مقدار آن شرعا از گندم نيم صاع ، و از جو يك صاع كامل مىباشد . « * » بر طبق اين استنباط ، حكم اين آيت منسوخ نمىباشد ؛ امّا كسانى كه مىگويند مردمان در رمضان مجازند كه روزه گيرند ، يا به فديه اكتفا ورزند ؛ و روزه حكم قطعى نيست ؛ اين كسان يا دين ندارند ، يا بىدانشاند .
فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ
( پس ) هركه به رغبت خود كرد خير را ( زيادت در فديه ) پس آن بهتر است او را ؛
تفسير : اگر به يك مسكين از خوراك يك روزه بيشتر دهد ، يا چندين مسكين را خوب سير نمايد ، بهتر است ؛ و خير بسيار در آن مىباشد .
هامش
( 1 ) . مىتوانستند روزه بگيرند ،
( 2 ) . در آغاز كار عادت نداشتند ،
( * ) . يك « صاع » به وزن كابل تقريبا هفت و نيم « پاو » مىشود .