تفسير : هر سال مردمان در آنجا به ارادهء حج اجتماع مىنمايند ؛ هر كه آنجا رود ، و اركان حج را ايفا كند ، از عذاب جهنّم مامون گردد ؛ يا : در آنجا كسى به كسى تجاوز نمىنمايد .
وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى
و گيريد از مقام ابراهيم نمازگاه ؛
تفسير : مقام ابراهيم سنگى است كه حضرت ابراهيم بر آن مىبرآمد « 1 » و بيت اللّه را آباد مىكرد ؛ نقش قدم او بر آن سنگ پديدار است . ابراهيم بر آن ايستاد و مردم را به حج دعوت كرد . اين سنگ چون حجر الاسود از بهشت آورده شده ، اكنون مطوفين « 2 » را ، حكم وجوبى نماز است نزد اين سنگ ، و امر ( گذاردن نماز مخصوص در اينجا ) استحبابى مىباشد .
وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ
و امر داديم به ابراهيم و اسمعيل كه پاك سازيد خانهء مرا ،
تفسير : در آنجا مردم كارهاى بد نكنند ، و بىطهارت طواف منمايند ، و آنجا را از ساير الايشات پاك دارند .
لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ( 125 ) وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً
براى طوافكنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع و سجدهكنندگان . و هنگامى كه گفت ابراهيم : اى پروردگار من ، بگردان اينجا را شهر باامن ؛
تفسير : حضرت ابراهيم ( ع ) چون كعبه را بنياد مىنهاد ، دعا كرد كه اين ميدان غير معمور ، شهر مأمون و آباد باد ! و دعاى وى مستجاب گرديد .
هامش
( 1 ) . بر آن فراز مىآمد و مىايستاد
( 2 ) . طوافكنندگان به طواف واجب