تفسير : اين سخن به طريق فرض است ؛ يعنى : بالفرض اگر حضرت پيغمبر ( ص ) چنين اقدامى نمايد ، هيچ كسى نباشد كه از خشم الهى ( ج ) او را نجات داده بتواند ؛ « 1 » يا تنبيه امّت در نظر است ؛ مثلا هر كه ايمان آرد و از قرآن آگاه شود ، بعد از آن از اسلام باز گردد ، كس نتواند كه او را از عذاب الهى ( ج ) رستگار سازد .
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
( 121 )
آنانى كه داديم ايشان را كتاب ، مىخوانند آن را حق تلاوتش ؛ آن گروه ايمان مىآورند به آن ؛ و هر كه منكر گردد به آن ، پس آن گروه ، ايشانند زيانكاران .
تفسير : در يهود نيز ، يك دسته مردم مختصرى « 2 » بودند كه انصاف داشتند ، و تورات را به دقّت و امعان نظر تلاوت كرده ، به قرآن ايمان آوردند ؛ مانند عبد اللّه بن سلام و رفقاى او ، رضى اللّه عنهم ؛ اين آيت در شأن ايشان است كه تورات را به دقت مطالعه كردند و به موهبت ايمان نائل شدند ؛ كسى كه از كتاب انكار ورزيد ، يعنى در آن تحريف كرد ، خايب و خاسر شد .
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
( 122 )
اى فرزندان اسرائيل ، به ياد آريد نعمت مرا كه انعام كردم بر شما ، و آنكه من فضيلت دادم شما را بر عالميان ( زمانه شما ) ؛
هامش
( 1 ) . بتواند او را نجات بدهد ؛
( 2 ) . معدودى