تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ
نيست يهود بر هيچ راهى ( چيزى ) ؛ حال آنكه ايشان مىخوانند كتاب را تفسير : يهود هنگامى كه تورات را خواندند ، اين مسأله را دانستند كه نصارى ، چون عيسى عليه السّلام را پسر خدا خواندند ، بالضرور « 1 » كافرند ؛ و نصارى چون ، انجيل را مطالعه كردند ، بر آنها واضح شد كه چون يهود نبوت عيسى را منكر شدند ، كافرند .
كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
( 113 ) همچنين گفتند آنانى كه نمىدانند مانند گفتهء ايشان ؛ پس اللّه حكم مىكند ميان ايشان ، روز قيامت ، در آن چه ( در آن ) اختلافات داشتند . تفسير : مراد از جاهلان در اينجا مشركان عرب و بت‌پرستان است ؛ يعنى همچنانكه يهود و نصارى همدگر را گمراه مىخوانند ، بت‌پرستان نيز جز خود تمام ارباب مذاهب را گمراه و بىدين مىشمارند . اينها در دنيا هر چه خواهند بگويند ، در روز قيامت فيصله مىشود . « 2 » فائده : در اينجا شبهه وارد مىشود كه چون
« كَذلِكَ »
ذكر شد به ذكر
« مِثْلَ قَوْلِهِمْ »
حاجت نمىافتد ؟ ! بعضى مفسرين جواب داده‌اند : ذكر
« مِثْلَ قَوْلِهِمْ »
براى توضيح و تأكيد
« كَذلِكَ »
مىباشد ؛ بعضى گويند : چون جداجدا دو تشبيه است ، براى هر تشبيه كلمهء جداگانه‌اى ذكر شد ؛ مراد در تشبيه اوّل اين است كه گفتهء اينها با گفتهء آنها مشابه است ، يعنى : چنان كه آنها ديگران را گمراه مىخوانند ، اينها نيز چنين مىگويند ؛ مراد در تشبيه دوّم اين است كه همچنانكه دعواى اهل كتاب بىدليل و مبنى بر مقتضيات نفس و عداوت است ، « 3 » دعواى بت‌پرستان نيز بدون دليل و متّكى بر خواهش نفس مىباشد .
هامش
( 1 ) . بالضرورة ، ضرورتا ( 2 ) . حلّ و فصل خواهد گرديد . ( 3 ) . بر پايهء مشتهيات نفسانى و دشمنى است ،