مسعود از قرآن نيستند و در مصحف او نوشته نشدهاند ؟ امام فرمود : ابن مسعود اشتباه كرده است يا فرمود : دروغ گفته است ، آن دو از قرآن مىباشند ، سائل گفت : در نماز واجب آن دو را بخوانم ؟ فرمود : آرى « 1 » آيا رسول خدا ( ص ) را سحر كردند ؟ در مجمع البيان آمده : گويند لبيد بن اعصم يهودى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را سحر كرد ، آن گاه جادو را در چاه بنى ذروان در حقهاى در زير سنگى در درون آن مخفى كرد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از آن با خبر شد ، على عليه السّلام و زبير و عمار را فرستاد ، آب چاه را كشيدند سنگ را برداشتند ، حقه را بيرون آوردند در آن مقدارى موى شانه و دندانههاى شانه ، ضمنا ريسمانى كه يازده گره داشت بود كه با سوزنها به هم دوخته بودند ، اين دو سوره ( فلق - ناس ) نازل شد ، هر آيهاى كه خوانده مىشد يك گره باز مىگرديد ، آن حضرت در خود سبكى احساس مىكرد گويى از بند باز شده است ، جبرئيل شروع كرده مىگفت : بنام خدا تو را رقيه مىكنم از هر شرى كه اذيت مىكند از حسد و چشم زخم ، خدا شفايت مىدهد « 2 » .
اين سخن با بعضى تفاوت ، در روايات اهل بيت عليهم السّلام نيز آمده است چنان كه در تفسير برهان و صافى ديده مىشود .
طبرسى رحمه اللَّه بعد از نقل اين سخن فرموده : اين را از عايشه و ابن عباس نقل كردهاند ولى نمىشود قبول كرد ، زيرا مراد قرآن از سحر شده كسى است كه گويى عقلش از بين رفته است . ولى خدا در قول خود
وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً . . .
اين كار را از آن حضرت نفى كرده است .
ممكن است يهودى يا دخترانش خواستهاند اين كار را بكنند ولى نتوانستهاند
هامش
( 1 ) اين دو روايت را از وسائل الشيعه ج 4 كتاب القراءة آوردهايم .
( 2 ) رقيه آنست كه انسان را در پناه قدرتى فوق طبيعى قرار دهند ، در اينجا قرار دادن در پناه خداست .