خدا آن حضرت را از اين كار مطلع فرموده است و آن دليل صدق آن حضرت مىباشد چطور مىشود مرض آن حضرت از كار يهود باشد اگر مىتوانستند آن حضرت را مريض كنند حتما او را مىكشتند چنان كه بسيارى از مؤمنان را كشتند ، با آنكه رسول خدا را از همه بيشتر دشمن مىداشتند ، شيخ طوسى رحمه اللَّه در تبيان به آن اشاره كرده و رد نموده است .
الميزان جريان را قبول دارد ، زيرا پس از نقل قضيه از « در منثور » فرموده : از كتاب طب الأئمة از محمّد بن سنان از مفضل از امام صادق عليه السّلام نظير اين مطلب نقل شده ، در اين باره روايات زيادى از طريق اهل سنت . . . و نيز از طريق امامان اهل بيت عليهم السّلام آمده است ، آن گاه به اشكال مرحوم طبرسى اشاره كرده و گويد : آنچه بعضى در مضمون روايات اشكال كردهاند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از تأثير سحر مصون بوده ، اين چطور مىشود با آنكه خدا فرموده :
وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا . . .
فرقان / 9 .
جواب اين است كه مراد مشركان از « مسحور » مجنون و فاسد العقل است ولى اثر سحر در وجود آن حضرت مانند مرض و نظير آن دليلى بر مصونيت آن حضرت نيست .
نگارنده گويد : از آيهء :
. . . فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى
طه / 66 معلوم مىشود سحر جادوگران در موسى عليه السّلام آن مقدار اثر داشته كه خيال كند : ريسمانها و عصاها حركت مىكنند .
اما روايات شيعه دربارهء سحر آن حضرت به وسيله ساحر ، سه گونه نقل شده است چنان كه در تفسير برهان و صافى نقل شده است ولى در روايت طب الأئمة محمّد بن جعفر برسى و محمّد بن يحيى الارمنى واقع است ، از اين دو نفر در رجال نامى نيست و مجهول مىباشند ، روايت ديگرى با لفظ « و يروى . . . » نقل شده كه نمىشود روى آن تكيه كرد . در طريق روايت سوم مردى بنام ابراهيم بن بيكار