كلمهها
دين : جزاء . شريعت . در قرآن مجيد به هر دو معنى آمده است .
يدع : دع : راندن به شدت : « دعه دعا : دفعه دفعا شديدا » پس « يدع » يعنى دفع مىكند و از خود مىراند .
يحض : حض : وادار كردن . تشويق كردن : « حضه على الامر : حمله عليه » .
ساهون : سهو : غفلت . جوهرى در صحاح چنين گفته است « ساهون » :
غفلت كنندگان .
يراءون : رئاء : تظاهر و نشان دادن و آن اين است كه انسان كار خوبى انجام دهد و قصدش تظاهر و نشان دادن به ديگران باشد نه تقرب به خدا .
ماعون : هر چه در آن منفعتى است « كل ما فيه منفعة » در اقرب الموارد آمده :
« الماعون : المعروف . . . و كل ما انتفعت به » كلمهء « معن » در اصل به معنى جارى شدن است « معن الماء معنا : سأل » .
شرحها
در اين آيات ملاحظه مىشود كه دين در عمل مجسم مىشود آنها كه مىگويند : ايمان داريم بايد ، اعمال صالح و مثبت ، گفتهء آنها را تصديق كند .
آنكه مىگويد مؤمنم ، اما يتيم را مىراند ، بر طعام مسكين كسى را وا نمىدارد نماز را براى تظاهر مىخواند ، از كارهاى خير و مفيد جلوگيرى مىكند ، اين شخص مكذب دين است ، با كافر و منافق چندان فرقى ندارد ، كلمهء
أَ رَأَيْتَ . . .
حاكى است كه مصداق مكذب دين همينها هستند ، احتمال دارد منظور از « الدين »