شتاء : زمستان ، « صيف » : تابستان .
آمنهم : اين كلمه از امن به معنى ايمن است يعنى : ايمنى داد آنها را .
شرحها
1 و 2 -
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ
لام در « لايلاف » براى تعليل و متعلّق به
فَلْيَعْبُدُوا
است ، فاعل ايلاف ، اللَّه است ، قريش مفعول اول و لفظ « رحلة » محذوف ، مفعول دوم آن مىباشد يعنى :
قريش عبادت كنند خدا را به علّت آنكه خدا آنها را در مسافرت زمستان و تابستان با مردم الفت داده است .
إِيلافِهِمْ . . .
بدل است از
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ
كه آن را بيان و تفسير مىكند .
3 و 4 -
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ
آيه دوم وصف « رب » است و در عين حال « ليعبدوا » را توجيه مىكند ، نكره آمدن « جوع و خوف » براى تشديد است يعنى به وسيله مسافرت زمستان و تابستان آنها را از گرسنگى شديدى طعام داد و نيز از ترس بزرگى ايمن گردانيد ، در جاى ديگر به اين امتنان چنين اشاره شده است :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ
عنكبوت / 67 از اين آيه معلوم مىشود : روزگارى كه مردم از اطراف مكه ربوده مىشدند و امنيتى نداشتند اهل مكه در حرم امن خدا راحت بودند و در آيه ديگر آمده :
أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ
قصص / 57 اين آيه گذشته از ايمنى به مسئله وفور نعمت در مكه و اينكه ميوهها و ثمرات از هر جا به آنجا مىآيد ، اشاره مىكند ، اينها همه به بركت كعبه بود على هذا لازم بود پروردگار كعبه