گذاشتند در راه عربهاى صحرانشين آنها را گرفته كشتند و اسير كردند .
1 - در تفسير برهان از امام باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده . . . هر پرنده يك سنگريزه در منقار و دو سنگريزه در چنگال داشت ، در اثر باريدن سنگها در بدن لشگريان آبله توليد شد ، پرندگان آنها را بدين وسيله كشتند پيش از آن در مكه نه آبله ديده شده بود و نه آن پرندگان ديده شده بودند .
2 - در تاريخ ابن هشام ( ج 1 / 54 ) آمده : سنگها به هر كس اصابت كرد هلاك شد ، ولى به همه اصابت نكرد ، اين سبب شد كه پا به فرار گذاشتند ، در حين فرار ، راه يمن را از اين و آن مىپرسيدند ، در هر راه مىافتادند و مىمردند يكى از آن سنگها به بدن ابرهه اصابت كرد ، او را به طرف يمن حركت دادند در اثر اصابت سنگ به وضعى در آمد كه انگشتانش بندبند مىافتاد و از جاى آنها خون و چرك جارى مىشد ، تا او را به صنعاء رساندند ، مانند جوجهء پرندگان مىلرزيد تا چنان كه گفتهاند سينهاش شكافته شد و هلاك گرديد .
ابن اسحاق گويد : به من حكايت كردند كه اولين بار حصبه و آبله در زمين عرب در آن سال ديده شد .
3 - ابن اثير در تاريخ كامل ج 1 / 263 گويد : بيشتر اهل تاريخ بر آنند كه حصبه و آبله اولين بار در عرب بعد از واقعهء فيل ديده شده است .
4 - عدهاى از روايات اهل بيت عليهم السّلام و اهل سنت حاكى است كه سنگها به هر كس اصابت كرد او را سوراخ كرد و كشت ، اين روايات در تفسير برهان و ابن كثير و مانند آن نقل شده است .
ناگفته نماند بنا بر نقل اول بايد گفت كه سنگريزهها آلوده به ميكرب حصبه و آبله بودهاند كه با شيوع آن دو مرض ، تار و مار شدهاند و بنا بر نقل دوم سنگها بدن آنها را سوراخ كرده و كشته است ، به هر حال هر دو از آيات اللَّه البينات هستند و از كارهاى مخصوص و بزرگ خدا كه آن فتنهء بزرگ را سر كوب كرد
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٦١