7 - كه بر قلوب چيره مىشود
8 - آن آتش بر آنها ملازم و هميشگى است
9 - در ميان ستونهايى برافراشته و استوار
كلمهها
همزه : در اقرب الموارد از لسان العرب نقل شده : همزه : عيب گرفتن در پشت سر و لمز بدگويى در حضور است .
در مجمع البيان همز به معنى طعنه زدن و لمز به معنى عيب گرفتن آمده است و گويد : هر دو به يك معنى مىباشند بهتر آنست كه همزه به معنى طعنه زن و لمزه به معنى عيبجو يا بالعكس باشد ، اين دو صيغه براى كثرت هستند يعنى بسيار طعنه زننده و عيبجو .
ناگفته نماند : عيبجويى و عيب چسباندن به مردم يك چيز است ، طعنه زدن به وسيلهء آن ، چيزى ديگر .
عدده : تعديد : ذخيره كردن را گويند : « عدد المال : جعله عدة للدهر » ( اقرب الموارد ) .
اخلده : جاودانى كرد او را . خلود : هميشه بودن . اخلاد : جاودانى كردن .
ينبذن : نبذ : انداختن چيزى از روى بى اعتنايى ، از اكثر آيات قيد « بى اعتنايى » فهميده مىشود « لينبذن » حتما و يقينا انداخته مىشود .
حطمه : نام آتش جهنم است ، حطم به معنى شكستن است « حطمه حطما :
كسره » اين تسميه براى آنست كه آتش جهنم شكننده و خرد كننده است .