تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
قيامت و روز جدا شدن حق از باطل ، وقت معين براى بر چيده شدن اين نظام و آمدن نظام جديد است . 1 و 2 -
عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
. اين سؤال و جواب از خداست و نشان مىدهد كه چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از معاد خبر مىداد كفار از يكديگر به طور مسخره و انكار و بى اعتنايى مىپرسيدند چه مىگويد ، بعد از مردن زنده مىشويم يعنى چه ؟ ظاهر آيه آنست كه اين تسائل ما بين خود مشركان بوده است نه ما بين مشركان و مؤمنان . خداوند پس از طرح سؤال ، جواب مىدهد كه ، از خبر و واقعهء بسيار مهمى گفتگو مىكنند ، توصيف نبأ با « عظيم » مهمتر بودن را مىرساند . 3 و 4 و 5 -
الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
. به قرينهء « سيعلمون » معلوم مىشود كه مراد از « مختلفون » انكار كنندگانند نه اينكه خود دربارهء معاد اختلاف كنند ، اين اختلاف در واقع اختلاف با حق است كه عبارت اخراى انكار مىباشد ، بعضى از بزرگان فرموده‌اند كه كفار ميان خود اختلاف مىكردند ، بعضى معاد را محال و بعضى بعيد مىدانستند و بعضى در قلب اقرار و به زبان انكار مىكردند ، در اين زمينه آياتى نيز از اقوال كفار كه معاد را تكذيب مىكردند نقل كرده است ولى حق آنست كه ما انتخاب كرديم .
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
به طور تكرار و تأكيد مىگويد : قيامت را انكار نكنند به زودى خواهند دانست كه قيامت حق است و يا انكار نكنند كه با اين بيان خواهند دانست كه آن حق است زيرا آن ادامهء همين خلقت است كه مىبينند . 6 و 7 -
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
. از اين آيات تا آخر سوره ، استدلال به معاد و تحقق بخشيدن به
كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
است ، دقت در آيات نشان مىدهد كه خداوند مىخواهد بفرمايد :