تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
4 - ياد كن روزى را كه مردم مانند ملخهاى پراكنده شوند 5 - و كوه‌ها مانند پشم رنگارنگ حلاجى شده گردند 6 - اما هر كه ميزانهايش سنگين باشد 7 - او در زندگى خوشايند است 8 - و اما هر كه ميزانهايش سبك باشد 9 - مسكن او هاويه است 10 - چه مىدانى هاويه چيست ؟ 11 - آتش است به شدت با حرارت

كلمه‌ها

قارعه : كوبنده و ويران كننده . قرع : زدن و كوبيدن . راغب آن را كوفتن چيزى بر چيزى گفته است ، آن از نامهاى قيامت است قيامت همه چيز را خواهد كوبيد . فراش : پروانه‌ها . مفرد آن فراشه است . به قولى آن به معنى ملخ پر در آورده است « غوغاء الجراد » چنان كه در اقرب الموارد گويد ، آن با آيهء
يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
خوب مىسازد . مبثوث : پراكنده . بث . پراكندن . منتشر كردن . عهن : پشم رنگارنگ . مطلق پشم را صوف گويند . منفوش : حلاجى شده . نفش : پراكنده شدن . موازين : جمع ميزان ، به نظر بعضى جمع موزون است . عيشه : زندگى و معيشت . هاويه : از نامهاى آتش است ، اصل هوى به معنى سقوط مىباشد ، طبرسى در علت آن فرموده انسان را از بالا به پائين عذاب ساقط مىكند