4 - ياد كن روزى را كه مردم مانند ملخهاى پراكنده شوند
5 - و كوهها مانند پشم رنگارنگ حلاجى شده گردند
6 - اما هر كه ميزانهايش سنگين باشد
7 - او در زندگى خوشايند است
8 - و اما هر كه ميزانهايش سبك باشد
9 - مسكن او هاويه است
10 - چه مىدانى هاويه چيست ؟
11 - آتش است به شدت با حرارت
كلمهها
قارعه : كوبنده و ويران كننده . قرع : زدن و كوبيدن . راغب آن را كوفتن چيزى بر چيزى گفته است ، آن از نامهاى قيامت است قيامت همه چيز را خواهد كوبيد .
فراش : پروانهها . مفرد آن فراشه است . به قولى آن به معنى ملخ پر در آورده است « غوغاء الجراد » چنان كه در اقرب الموارد گويد ، آن با آيهء
يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
خوب مىسازد .
مبثوث : پراكنده . بث . پراكندن . منتشر كردن .
عهن : پشم رنگارنگ . مطلق پشم را صوف گويند .
منفوش : حلاجى شده . نفش : پراكنده شدن .
موازين : جمع ميزان ، به نظر بعضى جمع موزون است .
عيشه : زندگى و معيشت .
هاويه : از نامهاى آتش است ، اصل هوى به معنى سقوط مىباشد ، طبرسى در علت آن فرموده انسان را از بالا به پائين عذاب ساقط مىكند