رافضى صحيح باشد ، ناصبى هم مىتواند آن را با كسر بخواند و گويد : معنايش آنست كه : ناصبى بودن و دشمن داشتن على بن ابى طالب را رسمى كن .
مرحوم فيض كاشانى در تفسير صافى بعد از نقل اين سخن مىگويد : نصب امام و خليفه بعد از تبليغ رسالت يا بعد از فراغ از عبادت امرى معقول بلكه واجب است تا مردم بعد از پيامبر در حيرت و ضلالت واقع نشوند ، على هذا صحيح است كه امامت بر تبليغ رسالت يا عبادت مترتب شود ، ولى چطور معقول است كه عداوت على عليه السّلام بر تبليغ رسالت يا عبادت مترتب گردد وانگهى كتب اهل سنت پر است از اينكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را دوست مىداشت و در تمام حياتش فضل او را اظهار مىكرد و از آن حضرت نقل كردهاند كه فرمود : دوستى على ايمان و بغض او كفر است .
بنگريد به اين آدم كه لقب جار اللَّه يافته چطور خدا قلبش را كور كرده تا چنين باطلى و منكرى در اين مقام به قلم آورده است « انها لا تعمى الأبصار و لكن تعمى القلوب التي في الصدور » .
روز شنبه چهارم جمادى الثانى سال هزار و چهار صد و سه هجرى مطابق 28 / 12 / 1361 تفسير سورهء مباركه الم نشرح به پايان رسيد .
و الحمد للَّه و هو خير ختام
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٧٥