كلمهها
نشرح : شرح : وسعت دادن . « شرح الشيء : وسعه » شرح صدر كنايه از خويشتن دارى و تحمل مصائب است .
وضعنا : وضع : گذاشتن ، مثل گذاشتن بار به زمين . منظور از آن در آيه برداشتن سنگينى و آسان كردن كار است .
وزر : ثقل و ثقيل . اسم و مصدر هر دو آمده است ، اغلب در بار گناه به كار مىرود ولى گاهى در غير گناه نيز مىآيد چنان كه در آيهء شريفه به معنى سنگينى بار رسالت است .
انقض : نقض : شكستن . خواه ظاهرى باشد مانند شكستن استخوان و خواه معنوى ، مانند شكستن پيمان . انقاض را سنگينى كردن گفتهاند « انقضه : اثقله » شايد آن مبالغه در سنگين باشد .
عسر : سختى و دشوارى . « بسر » سهولت و آسانى .
فانصب : نصب ( بر وزن عقل ) : رنج دادن . رنج ديدن و برپا داشتن . آن در آيه فعل امر است يعنى : تلاش كن و خودت را به زحمت انداز .
آن در آيه از باب « علم يعلم » است و اگر از باب « ضرب يضرب » باشد به كسر صاد آيد به معنى نصب كن است .
شرحها
در اين آيات ، اول موهبتهايى كه به آن حضرت داده شده بيان مىشود ، سپس نتيجه گرفته مىشود كه مشكلات با استقامت آسان مىشود
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
و چون فعاليت و تلاش بايد دائمى و پيوسته باشد لذا فرمان مىرسد چون از كارى