تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
دوم : آن حضرت ضال بود خدا هدايتش كرد ، منظور از ضلالت در آيه بىنقشه بودن است يعنى پيش از نبوت نقشه‌اى و راهى در پيش نداشتى ، نظير
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ . . .
شورى / 52 ،
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا
هود / 49 نظير اين كلمه درباره موسى عليه السّلام نيز آمده است كه به فرعون گفت :
فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
شعراء / 20 و 21 . سوم : اينكه آن حضرت بعد از ازدواج با خديجه كبرى عليها السّلام از لحاظ مالى فكرش راحت شد كه آن زن موحد ثروت خويش را در اختيار آن حضرت گذاشت چنان كه گفته‌اند و اللَّه العالم . 9 - 11 -
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
. نتيجه‌گيرى است از آيات گذشته . يعنى حالا كه انكسار و فشار يتيم بودن را ديده‌اى يتيمان را ذليل و مقهور مكن . خودت كه نادار بوده‌اى خدا بىنيازت كرده سائل را زجر و طرد مكن و خدا كه به تو نعمت داده آن را با اظهار كردن شكر كن و مستور نگردان ، تحديث نعمت اظهار آنست قولا و عملا . روايت شده : خدا دوست دارد نعمتى را كه به انسان داده است آثار آن در انسان ديده شود . بايد نعمتهاى فردى و اجتماعى خدا را به همديگر ذكر كنيم چنان كه خدا در قرآن نعمتهاى خويش را براى ما بارها ياد آورى فرموده است . مردى به نام عمرو بن ابى نصر گويد : مردى از اهل بصره به من گفت على بن الحسين عليه السّلام و عبد اللَّه بن عمر را ديدم خانه خدا را طواف مىكردند از پسر عمر از
أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
سؤال كردم گفت : خدا امر كرده آنچه به او نعمت داده به مردم حكايت كند ، بعد از على بن الحسين پرسيدم فرمود : « امره ان يحدث بما انعم اللَّه عليه من دينه » ( تفسير برهان ) .