1 - 4 -
وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
قيد « سجى » حاكى از استقرار از ظلمت است تا مقابل باشد با ضحى كه گسترش شعاع خورشيد است ،
ما وَدَّعَكَ . . .
جواب قسم است
وَ لَلْآخِرَةُ . . .
نشان مىدهد كه تحمل رنج در دنيا مهم نيست ، نبايد در دنيا به فكر راحتى باشى پاداش آن سرا براى تو از اين دنيا بهتر است يعنى با آنكه خدايت در دنيا دشمنت نداشته است ، آخرتت بهتر از اين است .
5 -
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
.
تكميل آيهء سابق است به قرينهء آيه سابق اين اعطاء در روز قيامت خواهد بود و شايد مراد آن باشد كه گرچه آخرت براى تو بهتر است ولى در دنيا نيز به قدرى پاداش داده خواهى شد كه راضى باشى ، در اين صورت گسترش دين مراد است . و اگر منظور آخرت باشد تطبيق مىشود به بهشت و شفاعت و امثال آن كه در نكتهها خواهد آمد .
در تفسير برهان از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده :
« يعطيك من الجنة حتى ترضى » .
6 - 8 -
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى
.
اين آيات تعليل
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ . . .
است يعنى خدا پاداش رسالت را به تو مىدهد تا خودت راضى گردى به دليل اينكه در گذشته نيز داده است .
در اين آيات سه مطلب ياد آورى شده است :
اول : آن حضرت يتيم شد ، ولى خدا به وسيله جدش عبد المطلب و عمويش ابو طالب رضوان اللَّه عليهما آن حضرت را كفايت فرمود و نگذاشت ضايع شود در اينجا مطلبى هست كه در نكتهها خواهد آمد .