ران : رين : زنگ . به معنى غلبه و تغطيه نيز آمده است « ران على قلبه » بر قلبش زنگار گذاشت .
صالوا : در اصل « صالون » است كه نون به علّت اضافه افتاده است ، « صالون » : داخل شوندگان و ملازم شوندگان . « صلّى » : دخول ملازمت .
شرحها
در اين آيات حقيقت عجيبى دربارهء گناهان بيان شده است و آن اينكه :
گناهان مانند آجرهاى يك ساختمان است ، همانطورى كه ساختمان از آجرها به وجود مىآيد ، گناهان نيز به شكل مصالح ساختمانى مجسم شده و زندانى به وجود مىآورند كه گناهكار در آن زندانى مىشود ، در اين آيات ، زندان كتاب خوانده شده و حروف و كلمات اين كتاب همان اعمال است ، على هذا مىشود يك ساختمان را كتاب ناميد كه حروف و كلمات آن آجرها و تيرها و درهاى آن است در اين زمينه روايتى هست كه در ذيل
كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ
خواهد آمد .
ايضا : در اين آيات آمده است : علّت تكذيب قيامت از طرف مكذبين آنست كه اعمال بد ، قلوب آنها را عوض و تاريك كرده كه نور حقيقت در آنها نفوذ نمىكند و گرنه به آن ايمان مىآوردند ، در نتيجه ، آنها در آخرت از مواهب الهى در حجاب خواهند بود و به آنها گفته خواهد شد : اين همان جهنم است كه تكذيب مىكرديد .
اين آيات نشان مىدهد كه اگر انسان ، با انصاف به دلائل معاد گوش بدهد و در آنها دقت نمايد ، اعتقاد به معاد بر او آسان خواهد شد نه اينكه چيز ناممكنى است ، ولى بدكاران در اثر لجاجت آن را تكذيب مىكنند و پيش خدا معذور نمىباشند .