كه ايمانى ضعيف دارد . كسى كه به جاى ذكر الهى ، به خود ، دارايى و فرزندانش مىپردازد ، در حالى كه مؤمن حقيقى براى آنچه از دست مىدهد افسوس نمىخورد و از آنچه بدست مىآورد شاد نمىگردد و هيچ چيز او را از ياد خدايش باز نمىدارد . خداوند مىفرمايد :
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ . . . « 1 » .
« تا بر آنچه از دستتان مىرود اندوه گين نباشيد و بدانچه بدستتان مىآيد شادمانى نكنيد . . . »
4 - از همين روست كه خداوند مؤمنان را از اينكه به جاى ياد خدا به دارايى و فرزندان خود بپردازند باز داشته و فرموده است :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ « 2 » .
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! اموال و اولادتان شما را از ذكر خدا به خود مشغول ندارد ، كه هركه چنين كند زيانكار است . »
ايمان به تمامى حق :
از نشانههاى كلّى ايمان ، ايمان به تمامى حق است ، بديگر سخن ، حقيقت ايمان تسليم در برابر حق و وانهادن هواهاى نفس در گزينشى برخورد كردن با حقايق مختلف و در نتيجه اوج گرفتن به سوى درجهء تجرّد ، بىطرفى ، پيروى از عقل و علم مىباشد . به نظر ما از آنجا كه حقيقت ايمان چنين است پس ايمان ، پاره پاره نمىگردد ، پس يا بايد به تمام حق ايمان داشت و يا از تمام حق رويگردان بود و كسانى كه هوى و هوس خود را خدا مىگيرند و به آن بخش از قرآن كه موافق خواستهايشان است ايمان مىآورند و به آن بخش كه مخالف با تمايلات آنان است كفر مىورزند ، دروغ مىگويند . آنها به هيچ چيز ايمان نياوردهاند و تنها از هوى
هامش
( 1 ) - سورهء حديد ، آيهء 23 .
( 2 ) - سورهء منافقون ، آيهء 9 .