خود محورى
،
دليل ضعف ايمان :
1 - از آنجا كه ايمان بمعنى ناديده گرفتن خويشتن است ، پس هركس ايمانش سست شود ، نفس خويش را مهم خواهد شمرد ، پندارها و گمانهها اورا بفريبند و به جاى پرداختن به هدفهاى معنوى به اهداف مادى گرفتار شود . خداوند متعال مىفرمايد :
. . . وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَنَا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَيءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ للَّهِ . . . « 1 » .
« . . . امّا گروهى ديگر كه چون مردم عصر جاهلى به خدا گمانى باطل داشتند هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مىگفتند : آيا هرگز كار به دست ما خواهد افتاد ؟ بگو : همه كارها بدست خداست . . . »
بدين ترتيب مىبينيم كه اين جماعت خويشتن خود را از دينشان بيشتر دوست مىدارند و لذا شكست مىخورند و ناكام مىمانند .
2 - اين گروهبسبب خودخواهى و خود محوريشاندوست دارند ، از سوى ديگران ستايش شوند كه اين خود دليل ضعف ايمان آنهاست . خداوند متعال مىفرمايد :
لَاتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ « 2 » .
« آنان را كه از كارهايى كه كردهاند شادمان شدهاند و دوست دارند به سبب كارهاى ناكرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند ، مپندار كه در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند . بر ايشان عذابى دردآور مهيّاست . »
3 - اين ويژگيها مخالف حقيقت ايمان است . چه ، ايمان در واقع خروج از قيد و بندهاى خودمحورى مىباشد و از همين روست كه اين صفات را نزد كسى مىبينيم
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 154 .
( 2 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 188 .