تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
به صفاى وحدانيّت با اخلاص دعا به درگاه الهى شد ؟ چرا ؟ زيرا بشر در آن هنگام ، بدور از هر گونه خود فريبى و حجاب ، با حق ، روبرو شد و بدين ترتيب هنگام سختى و رنج بسيارى از مردم به همين صفا دست مىيابند و به درگاه الهى تسليم مىشوند و به عجز خود وقدرت خداوند اعتراف مىكنند ، و همچنين به دروغ بودن آنچه در برابر خدا ادّعا مىكردند اقرار مىكنند . ولى قلب برخى بر اثر گناهانى كه مرتكب شده‌اند زنگ زده است و ديگر نمىتوانند به درگاه الهى تضرّع كنند تا خداوند ، دست آنها را بگيرد و بدين ترتيب به ژرفاى هلاكت ، سقوط مىكنند . پ - در آياتى همانند - در سورهء اعراف - خداوند ما را به اين حقيقت ، يادآورى مىكند ؛ حقيقتى كه نزديكترين دليل فطرى بر توحيد است . و قرآن كريم با سخنانى همانند اين حقيقت را يادآور مىشود آنگاه كه مىفرمايد : وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ * ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَايَشْعُرُونَ « 1 » . « و ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم ، مگر اينكه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم ؛ شايد ( به خود آيند ، و به سوى خدا ) بازگردند و تضرّع كنند سپس ( هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت ) ، نيكى ( و فراوانى نعمت و رفاه ) را به جاى بدى ( ناراحتى و گرفتارى ) قرار داديم ؛ آنچنان كه فزونى گرفتند ( همه گونه نعمت و بركت يافتند . و مغرور شدند ) و گفتند : ( تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم ) به پدران ما نيز تنگدستى و توانگرى رسيد . چون چنين شد ، آنها را ناگهان ( به سبب اعمالشان ) گرفتيم ( مجازات كرديم ) در حالى كه نمىفهميدند . » ازا ين آيه درمىيابيم كه تضرّع ، حكمت مصيبتهاى طبيعى و يا جنگهاى بشرى مىباشد . امّتى كه از آن بهره برد همان امّتى است كه به برنامه‌هاى رسالتى كه راه نجات و رهايى را دربردارند باز گشته‌اند . ت - خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيات 94 - 95 .