تقوى ، مراعات حدود خداوند سبحان به ويژهء در احكام ثابت و اطاعت از او و تعهّد به اوامر صادره از سوى رهبرى بويژه در مسايل متغيّر سياسى ، را از مؤمنان مىخواهد و اين آيه كه سورهء انفال با آن آغاز مىشود بيانگر اين است كه اصلاح امور فى ما بين و ساختن جامعهاى استوار به دو امر ، نيازمند مىباشد :
اوّل - تعهّد هركس به احكام شرعى ثابت ( مثلًا حقوق ديگران ) .
دوم - پيروى هر يك از اوامر رهبرى شرعى ( در رويدادهايى كه تحقّق مىيابد همچون شيوهء دفاع از كشور ) . از همين روست كه خداوند اوّل به تقوى فرمان مىدهد و آنگاه به اطاعت ، چنان كه - ميان اين و آن - به در نظر گرفته شدن محور ساختار جامعه نيز كه همان اصلاح امور فىمابين است فرمان مىدهد .
ب - اين تكامل ، بين حدود الهى و شريعتهاى ثابت و بين اوامر پيامبر اكرم و اطاعت از او بويژه در مسايل متغيّر مربوط به امنيّت و تهديدات ، قرار دارد ؛ همچنين اين تكامل را مىتوان در زبان بيشتر پيامبران عليهم السلام يافت ، مثلًا عيسى بن مريم عليه السلام مىفرمايد :
. . . وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِن رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ « 1 » .
« . . . با نشانى از پروردگارتان نزد شما آمدهام . از خداى بترسيد ( تقوا پيشه كنيد ) و از من اطاعت كنيد . »
پ - و بدين ترتيب نوح نبى عليه السلام ( در سورهء شعراء آيهء 108 ) ، و هود نبى عليه السلام ( در سورهء شعراء آيهء 126 ) ، صالح نبى عليه السلام ( در سورهء شعراء آيهء 144 ) ، لوط نبى عليه السلام ( در سورهء شعراء آيهء 163 ) و شعيب نبى عليه السلام ( در سورهء شعراء آيهء 179 ) همگى يك سخن را مىگفتند :
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ « 2 » .
« مسلّماً من براى شما پيامبرى امين هستم * پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد . »
ت - صالح پيامبر ، قوم را از فرمانبرى مسرفان تبهكار در زمين باز مىداشت ،
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 50 .
( 2 ) - سورهء شعراء ، آيات 107 - 108 .