وَابْنَ الْسَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوْا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ « 1 » .
« نيكى آن نيست كه روى خود به جانب مشرق و مغرب كنيد ، بلكه نيكوكار كسى است كه به خدا ، روز باز پسين ، فرشتگان ، كتاب خدا و پيامبران ايمان آورد . و مال خود را ، با آن كه دوستش دارد ، به خويشاوندان ، و يتيمان ، درماندگان ، مسافران ، گدايان ، و دربندماندگان ببخشد . و نماز بگزارد و زكات بدهد . و نيز كسانى هستند كه چون عهدى مىبندند بدان وفا مىكنند . و آنان كه در بينوايى و بيمارى و به هنگام جنگ صبر مىكنند ، اينان راستگويان و پرهيزكارانند . »
بدين ترتيب مىبينيم كه دراين آيه بر صفت ايمان به هر آنچه از سوى خداوند آمده ، تأكيد شده است و شاخصهاى ايمان ( خدا ، آخرت ، فرشتگان ، كتابهاى آسمانى و پيامبران ) به تفصيل آمده است ، چنان كه بر حقيقت انفاق نيز تأكيد شده و آن به تفصيل ، منعكس شده است و به ويژه پيرامون موارد انفاق ، سخن به ميان آمده است و گفته شده كه انفاق بايد تنها براى خداوند ، صورت پذيرد تا رنگ تقوى به خود گيرد .
دراين آيه صفت وفاى به عهد ، شكيبايى و پايدارى به هنگام سختى بيان شده است آنگاه قرآن كريم به وضوح ، آشكار مىسازد كه اينها همه صفات پرهيزكاران ( و صادقان ) هستند .
در آغاز آيه نكتهء مهمّى ديده مىشود و آن اين است كه تقوى امرى ظاهرى نيست ( همچون وسواس در مشخّص كردن سمت نماز ، آن گونه كه در ميان يهود مىبينيم ) ، بلكه بسته به حقايقى است كه هر يك ، گواه ديگرى است .
پس تقوى روحى است كه در رفتار ، تجلّى مىيابد و بايد آن را نماد ايمان حقيقى دانست كه رنگ و لعاب زندگى شخص مسلمان است ؛ رنگى عبادى كه نشان از تسليم در برابر خداى يكتا دارد .
3 - در آيات مباركه ، خداوند متعال ، حقايق تقوى در زندگى مؤمن را براى ما آشكار مىكند ( آيات 177 تا 241 سورهء بقره را بخوانيم ) .
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 177 .