الهى در كار نباشد چه حقيقتى از عبادت باقى مىماند ؟ خداوند مىفرمايد :
وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ « 1 » .
« و نيز ابراهيم را به پيامبرى فرستاديم آنگاه كه به مردمش گفت : خداى يكتا را بپرستيد و از او بترسيد .
اين برايتان بهتر است اگر مردمى دانا باشيد . »
5 - بدين ترتيب تقوى همان نتيجهء مستقيم عبادت است . خداوند مىفرمايد :
يَاأَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ « 2 » .
« اى مردم ! پروردگارتان را كه شما و پيشينيانتان را بيافريده است بپرستيد . باشد كه پرهيزكار و با تقوى شويد . »
پس كسى كه خداى خود را پرستش مىكند در واقع به وسيله عبادت ، خويش را از آتش جهنّم و خشم الهى حفظ مىكند .
6 - ايمان مسلمان به شهادت و نظارت خدا بر هر چيزى او را وامىدارد كه تقوى در پيش گيرد . خداوند مىفرمايد :
. . . وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً « 3 » .
« . . . و تقواى الهى را پيشه كنيد كه خداوند نسبت به هر چيزى شاهد و آگاه است . »
مگر نه اين است كه عبادت ، همان تسليم است ؟ مگر نه اين است تسليم همان عاملى است كه حقايق آن در جان و در رفتار آدمى آشكار مىگردد ؟
7 - چرا آدمى نبايد تقواى خداى خويش را در پيش گيرد ؟ مگر خدا ولى و شفيع او نيست و البتّه هيچكس جز خداوند سبحان به هنگام نياز يا رويارويى با خطر نمىتواند به آدمى سود رساند :
أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ « 4 » .
هامش
( 1 ) - سورهء عنكبوت ، آيهء 16 .
( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 21 .
( 3 ) - سورهء احزاب ، آيهء 55 .
( 4 ) - سورهء انعام ، آيهء 51 .