ظاهر آنست كه اين تسميه توسط حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بوده باشد ، به عبارت ديگر حقيقت شرعيه است نه متشرعه .
4 - سورهء مباركه بىشك مدنى است ، ظاهرا كسى خلاف آن را نگفته است آيات و مطالب آن نيز بر اين مدعا شاهد مىباشند .
مطالب سوره و غرض آن
5 - در اين سوره اولا اجلاء يهود بنى نضير و حكم اموالى كه از آنها ماند بيان مىشود . ثانيا وعدهء منافقان كه به يهود قول همكارى داده و عمل ننمودند بازگو مىگردد و وعدهء آنها به وعدهء شيطان تشبيه شده كه در دنيا انسان را وادار به كفر مىكند و در آخرت از او بيزارى مىنمايد .
ثالثا : در مقام نتيجهگيرى از دو ماجراى فوق ، مؤمنان ، موعظه و نصيحت مىشوند كه مانند آنها نباشند و خدا را فراموش نكنند ، در رديف
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
قرار نگيرند . و آن گاه موقعيت خدا را در جهان هستى با ذكر چند اسم از اسماء حسنى ترسيم مىكند كه در قرآن كريم كم نظير يا بىنظير است .
شأن نزول
در تفسير على بن ابراهيم قمى نقل شده : در مدينه سه قبيله از يهود زندگى مىكردند : بنى نضير ، بنى قريظه و بنى قينقاع . ميان آنها و رسول خدا پيمان عدم تعرض منعقد شده بود كه هر سه پيمان شكنى كردند .
جريان عهد شكنى بنو نضير آن بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به قبيله آنها رفت و در بارهء خونبهاى دو نفر كه مردى از صحابه آنها را كشته بود قرض مىخواست