مزاج : مزج : آميختن . « مزج الشراب بالماء : خلطه » مزاج مصدر است به معنى مفعول ممزوج « ما يمزج به » .
كافور : عطرى است كه از درخت بخصوصى توليد مىشود ، در آيه به معنى عطر يا بيان « عينا » است .
تفجير : فجر : شكافتن « فجر القناة : شقه » تفجير نيز به آن معنى و تفعيل براى مبالغه است .
مستطير : منتشر و گسترده . آن از طيران است كه معنى وسعت مىدهد .
عبوس : آدم قيافه درهم كشيده ، عبس ( بر وزن عقل ) : رو ترش كردن .
گويى يوم با صفت اهل آن وصف شده است نظير
يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ
مدثر / 9 .
قمطرير : شديد الشر . « اقمطر اليوم : اشتد » اصل آن به معنى جمع شدن و جمع كردن است .
شرحها
خلاصه اين آيات چنين است بر انسان روزگارى گذشت كه چيز معينى نبود انسان آفريده شد و در موضع آزمايش قرار خواهد گرفت ، در نتيجه به دو گروه مؤمن و كافر تقسيم خواهد شد ، گروه كافر در عذاب است ، گروه مؤمن از چشمههاى بهشتى خواهد نوشيد .
آن گاه به مناسبت شأن نزول ، بعضى از كارهاى آنها نظير وفا به نذر ، ترس از خدا ، اطعام طعام به فقير و غيره ، نيّت خالص و ترس از قيامت نقل شده است .
1 -
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
.
خلاصه آيه آنست كه بر انسان روزگارانى گذشت كه چيز معينى نبود ذرات و موادى كه بدن انسانها را تشكيل داده قبل از خلقت انسان ، در خاك و آب