تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
مزاج : مزج : آميختن . « مزج الشراب بالماء : خلطه » مزاج مصدر است به معنى مفعول ممزوج « ما يمزج به » . كافور : عطرى است كه از درخت بخصوصى توليد مىشود ، در آيه به معنى عطر يا بيان « عينا » است . تفجير : فجر : شكافتن « فجر القناة : شقه » تفجير نيز به آن معنى و تفعيل براى مبالغه است . مستطير : منتشر و گسترده . آن از طيران است كه معنى وسعت مىدهد . عبوس : آدم قيافه درهم كشيده ، عبس ( بر وزن عقل ) : رو ترش كردن . گويى يوم با صفت اهل آن وصف شده است نظير
يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ
مدثر / 9 . قمطرير : شديد الشر . « اقمطر اليوم : اشتد » اصل آن به معنى جمع شدن و جمع كردن است .

شرحها

خلاصه اين آيات چنين است بر انسان روزگارى گذشت كه چيز معينى نبود انسان آفريده شد و در موضع آزمايش قرار خواهد گرفت ، در نتيجه به دو گروه مؤمن و كافر تقسيم خواهد شد ، گروه كافر در عذاب است ، گروه مؤمن از چشمه‌هاى بهشتى خواهد نوشيد . آن گاه به مناسبت شأن نزول ، بعضى از كارهاى آنها نظير وفا به نذر ، ترس از خدا ، اطعام طعام به فقير و غيره ، نيّت خالص و ترس از قيامت نقل شده است . 1 -
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
. خلاصه آيه آنست كه بر انسان روزگارانى گذشت كه چيز معينى نبود ذرات و موادى كه بدن انسانها را تشكيل داده قبل از خلقت انسان ، در خاك و آب