اين آيه در رابطه با آنست كه حيات دنيا يك چيز وهمى و ناپايدار و در معرض زوال است ، لذا بايد به فكر آخرت باشيد . به نظر مىآيد : همه اينها را بايد با ناپايدار بودن زندگى توجيه كرد .
زندگى دنيا لعب و ناشى از غرض خيالى است ، لهو و مشغول بودن به چيز غير مهم است ، آرايش و نشان دادن چيزى بر خلاف واقع آنست تا مورد پسند واقع شود ، افتخار به گذشتگان و انساب است ، و نيز افزون طلبى در اموال و اولاد مىباشد .
از شيخ بهايى رحمه اللَّه نقل شده : اين پنج خصلت مرتّب به سالهاى عمر انسان است ، در كودكى لعب و بازى ، در بلوغ لهو و مشغوليتها ، در جوانى زينت در ميانسالى تفاخر و در پيرى افزون طلبى در مال و اولاد .
ناگفته نماند : آيه شريفه ، تارك دنيا بودن را ترويج نمىكند بلكه واقعيت زندگى دنيا را ترسيم مىنمايد .
كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً
.
يعنى دنيا در زينت و خوشايند بودن چنين است : باران مىبارد ، زمين مىرويد ، كشاورزان به حيرت مىافتند ، آن گاه خزان مىآيد ، نباتات مىخشكند و هيزم و خاشاك مىشوند .
وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
.
يعنى : اما آخرت لعب و لهو نيست بلكه عذاب شديد يا مغفرت و رضوان است ، مقدم شدن مغفرت براى آنست كه : انسان بعد از مغفرت مشمول رضوان حق