35 و 36 -
أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
.
تعليل است بر آيهء فوق ، كه اگر متقين را به بهشت نبريم ، آن وقت مسلمين را با مجرمان در يك رديف قرار دادهايم ، محال است كه حكيم چنين كارى كند چطور چنين نسبتى را به خدا مىدهيد ؟ ! مسلم كسى است كه به فرمان خدا تسليم است .
اين دو آيه و آيات ما بعد در نفى مساوات مسلمين با مجرمين است ، گويى مشركان پيش خود گفتهاند : اگر آخرتى هم باشد ما در آن از مسلمانان برتر يا لا اقل مانند آنها در نعمت خواهيم بود ، نظير سخن آن كس كه در سوره كهف گذشت :
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً
/ 36 .
على هذا آيات شريفه اين توهم را به طور كامل نفى مىكند ولى در اين صورت لازم بود گفته شود « ا فنجعل المجرمين كالمسلمين » امّا مقدم شدن مسلمين براى آنست كه مىفرمايد : فكر مىكنيد مقام مسلمين را چنان پائين مىآوريم كه آنها را مانند مجرمين قرار مىدهيم ؟ در هر دو صورت مطلب يكى است ولى عنوان فرق مىكند ، به هر حال
ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
نفى دليل عقلى است يعنى عقل چنين حكمى نمىكند .
37 و 38 -
أَمْ لَكُمْ كِتابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ
.
نفى دليل نقلى است يعنى براى مساوات دليلى و كتابى از جانب خدا نداريد كه در آن نوشته شود : هر چه بخواهيد براى شماست ،
إِنَّ لَكُمْ لَما . . .
مفعول « تدرسون » است .
39 -
أَمْ لَكُمْ أَيْمانٌ عَلَيْنا بالِغَةٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَما تَحْكُمُونَ
يعنى دليل شفاهى نيز نداريد ، و با شما پيمان نبستهايم كه هر چه حكم كنيد