تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
قبول كنيم و شما را با مسلمين يكسان قرار دهيم ، « بالغة » وصف « ايمان » است يعنى سوگندهاى مؤكد و غير قابل نقض « الى . . . » متعلّق است به « ايمان » يعنى آن سوگندها تا قيامت ادامه دارد . علت اين قيد آنست كه اگر تا قيامت ادامه نداشت ممكن بود قبل از قيامت بشكند و آن وقت جايى براى
لَما تَحْكُمُونَ
نماند ، منظور از « لما . . . » همان مساوات با مسلمين است . 40 -
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ
ذلك راجع است به مساوات يعنى : از مشركان بپرس كه كدام يك عهده‌دار پياده كردن آن مساوات است ؟ ! معلوم است كه كسى جواب نتواند گفت . 41 -
أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ
يعنى در عملى كردن مساوات يارانى هم ندارند و اگر دارند بياورند . ظاهرا منظور از شركاء بتهاى مشركان است ، و مراد آوردن آنها به قيامت مىباشد . 42 -
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ
اين آيه و آيه ما بعد حاكى است كه در آخرت نيز كارى نتوانند كرد كه با مسلمين برابر باشند زيرا كه در آخرت قدرت اطاعت و خضوع نخواهند داشت ، گويى كسى مىپرسد : ممكن است در آخرت عمل كنند و با مسلمين در بهشت يكسان باشند .
يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ
كنايه از اشتداد امر است در جوامع الجامع فرموده : آن عبارت است از شدت گرفتن امر ، اصل آن در جنگ است كه با شدت گرفتن آن ، كشف ساق مىكنند . نكره آمدن حاكى از بزرگى و شدت مىباشد . ظاهرا دعوت از جانب ملائكه خواهد بود و براى تبكيت آنها خواهند گفت : بيائيد خدا را سجده و خضوع كنيد .
فَلا يَسْتَطِيعُونَ
نشان مىدهد كه