نكتهها
قسمهاى قرآن :
در رابطه با
وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
بايد بدانيم كه خداوند در قرآن مجيد به بسيارى از مظاهر طبيعت قسم ياد كرده است ، نظير
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
يس / 2 ،
وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
تين / 1 ،
وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
ضحى / 1 و دهها نظائر آن ، قهرا ميان اين نوع قسمها با مقسم به آنها يك نوع ارتباط وجود دارد ، به عبارت ديگر اينها يك نوع سخن گفتن به خصوص و قسم خوردن به دليل است مانند اينكه يك نفر نويسنده بگويد : قسم به اين كتاب كه من نويسندهام ، پيداست كه دليل نويسنده بودن او همين كتاب است ، يا بنا بگويد : قسم به اين ساختمان كه من بنّا هستم .
در مقدارى از آيات اين مطلب كاملا روشن است مانند
وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
زيرا كه دليل پيامبر بودن آن حضرت همين قرآن است ، يا
وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
زيرا نوشتن سخنان پيغمبر دليل عدم جنون آن حضرت است ، اگر در بقيهء آيات دقت كنيم شايد ارتباط آنها را نيز پيدا كنيم .
قلم :
منظور از قلم در آيات معناى ظاهرى آنست كه آلت نوشتن باشد ولى در بعضى از روايات طور ديگر تفسير شده است در معانى الاخبار به سند خودش از سفيان بن سعيد ثورى در ضمن حديثى نقل