آسمان ، يك احتمال آنست كه منظور از هفت زمين ، طبقات زمين ماست و بالاترين طبقهاش ، سطح آنست كه انسانها در آن زندگى مىكنند چنان كه در بارهء هفت آسمان مىخوانيم
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
ملك / 3
أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
نوح / 15 رجوع شود به سوره فصّلت و آيهء 29 از سورهء بقره .
و اگر منظور غير از اين باشد ظاهرا كرات هفتگانه مراد نيست زيرا آنها بيشتر از هفت هستند ، بعضي از بزرگان احتمال داده كه منظور اقاليم سبعه باشد و اين بسيار بعيد است كه قرآن روى تقسيمهاي متغير مردمان آيه فرستد ، چنان كه امروز به جاى هفت اقاليم پنج قاره است .
يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ . . .
نشان مىدهد كه فرمان تكوين ميان آنها پيوسته در جريان است و خواهد بود .
به نظر مىآيد ضمير « بينهن » راجع به سماوات و ارض باشد نه هفت ارض اين آيه نظير
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ . . .
سجده / 5
وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها
فصلت / 12 است و از آيه معلوم مىشود ميان آسمانها و زمين ارتباط كامل وجود دارد .
آسمان حالت فعل و زمين حالت انفعال دارد و در اثر اين ارتباط و فعل و انفعال ، ارادهء خدا در ايجاد آنچه بود خواهد آمد تحقيق مىپذيرد ، آرى
ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
ملك / 4 .
لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
يعنى از صدر آيه دو چيز فهميده مىشود يكى اينكه خدا بر هر چيز تواناست كه جهان را آفريده و بر همه چيز داناست كه امر را ميان آسمانها و زمين