سپس دو نفر از زنان آن حضرت كه در اثر دسيسهء آن دو ، مسئلهء تحريم به وجود آمد به طور شديد مورد ملامت قرار گرفتهاند تا جايى كه مسئلهء طلاق و جدايى حضرت از آنها مطرح شده است ، و آن دو زن در اذيّت به آن حضرت يكديگر را يارى كردهاند .
آن گاه به همين مناسبت توصيه به حفظ خانوادهها از گناه و توبه و اينكه اعتذار در روز قيامت پذيرفته نيست به ميان آمده است .
سپس براى ازاله هر گونه شك و ترديد گفته شده : زن پيامبر بودن موضوعيت ندارد ، ملاك ، ايمان و عمل است ، چنان كه زن نوح و لوط كافر شدند و به جهنم رفتند و زن فرعون ايمان آورد و اهل بهشت گرديد پس توطئه بر عليه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله باعث مسئوليت و رو سياه شدن در پيش خداست هر چند كه زن پيغمبر باشد .
شأن نزول
6 - از ميان شأن نزولها كه در بارهء سورهء نقل شده ، به نظر نگارنده از همه طبيعىتر آنست كه طبرسى رحمه اللَّه نقل فرموده و آن چنين است : عايشه مىگويد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در منزل زينب دختر جحش ( يكى از زنان آن حضرت ) بيشتر توقف مىكرد ، زينب شربت عسل كه تهيه كرده بود به آن حضرت مىنوشانيد من با حفصه ( دختر عمر ) قرار گذاشتيم رسول خدا به منزل هر يك از ما كه داخل شود بگوئيم : از دهان شما بوى مغافير ( درختى است گل بدبويى دارد ) مىآيد مگر از آن خوردهايد ؟
چون آن حضرت به منزل يكى از آنها داخل گرديد چنان گفت حضرت