تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
كارى به وجود آورد . 2 - چون به آخر مدت رسيدند به خوبى نگاه داريد و يا به نيكويى جدا شويد ، دو شاهد عادل از خود بگيريد ، شهادت را براى خدا اقامه كنيد ، با اين سخن موعظه مىشود آن كس كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، هر كس به خدا تقوى كند ، خدا براى او راه نجاتى قرار مىدهد . 3 - و به او روزى مىدهد از جايى كه گمان ندارد و هر كس بر خدا توكل كند خدا براى او بس است خدا كار او را به مرادش مىرساند ، خدا براى هر چيز اندازه‌اى معين كرده است .

كلمه‌ها

طلقتم : طلاق : جدايى . در اقرب الموارد گويد : « طلقت المرأة من زوجها : بانت » و نيز به معنى طلاق دادن ( كنار كردن زوجه ) آيد ، در جوامع الجامع فرموده طلاق به معنى تطبيق است مثل كلام به معنى تكليم ، در قرآن به معنى دوم به كار رفته است . عده : عدّ : شمردن : عدّه : شىء معدود ، مراد از آن مدت معدودى است كه زن ممنوع از ازدواج در آنست . فاحشة : فحشاء و فاحشه : كار بسيار قبيح . حدود : مرزها . راغب گويد : حد واسطه است ميان دو چيز كه از اختلاط آنها مانع است . مخرج : اسم مكان است ، محل خروج ، مصدر ميمى و اسم زمان نيز ( بنا بر قاعده ) آيد . قدر : ( بر وزن عقل ) : اندازه و اندازه‌گيرى . « القدر و التقدير : تبيين كميّة الشيء » .