را تكذيب مىكردند .
و نيز دشمن مؤمنين بودند كه چرا به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند
وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
بروج / 9 ، ذكر « عدوكم » براى تأكيد است و گرنه « عدوى » از آن كفايت مىكند .
تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ
.
وصف يا حال است از فاعل
لا تَتَّخِذُوا
، در عين حال بيان اتخاذ اولياء است .
وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ
.
تعليل
لا تَتَّخِذُوا
است يعنى آنها مكتب شما را انكار مىكنند ، شما و پيامبرتان را از مكّه اخراج كردند .
أَنْ تُؤْمِنُوا
به تقدير لام است ، يعنى « لايمانكم بربكم » مراد از « يخرجون » ظاهرا اجبار آنها به خروج است و آن جملهء حاليه مىباشد .
إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي
.
متعلّق است به
لا تَتَّخِذُوا
يعنى اگر هجرت شما براى جهاد در راه خدا و كسب رضاى اوست ، دشمنانش را دوست نداريد .
تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ
.
جمله مستأنفه است گويى مؤمنان مىپرسند چكار كردهايم ؟ جواب مىدهد كه به طور سرى مودت خويش را به آنها اظهار مىكنيد ، ظاهرا « بالمودة » مفعول « تسرون » است .
بعضى باء آن را تعليل گرفته و گويند : آنها را از احوال پيامبر بطور سرى مطلع مىكنيد به علت محبتى كه به آنها داريد ، با آنكه من پروردگار ، به آنچه مخفى يا اظهار مىكنيد واقفم . خلاصهء « اخفيتم و اعلنتم » آنست كه ظاهر و باطن