مصلحت از هم جدا شده و مقدر هر كس تعيين مىگردد . چنان كه
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
قدر / 4 نيز ناظر به همين معنى است .
على هذا كارهاى خدا داراى دو مرحله است مرحله اجمال كه در نزد خداست و مرحله تفصيل كه در شبهاى قدر صورت مىگيرد ، كلمه « يفرق » دلالت بر استمرار دارد ، يعنى شب قدر در هر سال هست و همه ساله اين كار تكرار مىشود چنان كه مضمون روايات نيز همين است و در تفسير سورهء قدر خواهد آمد .
« حكيم » وصف امر است يعنى امرى كه داراى حكمت و مصلحت است .
نه بدون حساب و كتاب ، اين مىرساند كه تمام مقتضيات و علل و مصالح ، در تعيين سرنوشت در نظر گرفته مىشود .
5 -
أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
به قرينه « مرسلين » معلوم مىشود كه « امرا . . . » مربوط به كتاب و انزال است يعنى قرآن را نازل كرديم به امر خود يا در حالى كه امرى است از جانب ما ، زيرا كه سنت ما ارسال رسل و انزال كتب است ، على هذا « امرا » يا حال است به معنى كار و شأن و يا منصوب به نزع خافض است به معنى دستور و فرمان .
ممكن است متعلق به « يفرق » باشد در اين صورت حال است از « كل امر » يعنى : در آن شب هر امر حكيم تعيين مىشود در حالى كه امر و كارى است از جانب ما يا به فرمان ما ، ولى آن با
إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
نمىسازد مگر آنكه « مرسلين » راجع بارسال امرها باشد ولى آن بعيد است .
6 -
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
رحمت مفعول له است راجع به انزال كتاب ، يعنى : نازل كردن كتاب به علّت رحمتى است از جانب خدا ، ممكن است حال باشد از كتاب وصف سميع و عليم در توجيه رحمت و انزال است يعنى اين كار به سبب آنست كه : خدا به