تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
30 - و در سايه‌اى ممتد 31 - و در كنار آبى ريزان . 32 - و ميوه‌اى زياد . 33 - كه نه تمام شدنى است و نه منع شدنى . 34 - و آنها راست زنانى و الا مقام . 35 - كه ما آنها را به طرز مخصوصى آفريده‌ايم . 36 - آنها را همه باكره قرار داده‌ايم . 37 - عاشقند به همسران و همسالند . 38 - اينها براى اصحاب يمين است . 39 - جماعت زيادى هستند از اولين . 40 - و جماعت زيادى از آخرين .

كلمه‌ها

سدر : درخت كنار ( به ضم كاف ) ، « شجر النبق » ، ناگفته نماند ، نكره آمدن براى غير قابل توصيف بودن است . مخضود : خم كردن شاخه نرم . و قطع كردن ، على هذا مخضود يعنى : خم شده از كثرت ميوه و يا بىخار ( مقطوع الشوك ) . طلح : درخت موز ، رجوع شود به ( قاموس قرآن - طلح ) . منضود : نضد : رويهم چيدن . « نضد المتاع : جعل بعضه فوق بعض »
طَلْحٍ مَنْضُودٍ
: درخت موزى كه ميوهء آن متراكم و بعضى بالاى بعضى است . مسكوب : ريخته شده . جارى . سكب : ريختن و ريخته شدن اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد يافته است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 518 | على اكبر قرشى بنابى