30 - و در سايهاى ممتد
31 - و در كنار آبى ريزان .
32 - و ميوهاى زياد .
33 - كه نه تمام شدنى است و نه منع شدنى .
34 - و آنها راست زنانى و الا مقام .
35 - كه ما آنها را به طرز مخصوصى آفريدهايم .
36 - آنها را همه باكره قرار دادهايم .
37 - عاشقند به همسران و همسالند .
38 - اينها براى اصحاب يمين است .
39 - جماعت زيادى هستند از اولين .
40 - و جماعت زيادى از آخرين .
كلمهها
سدر : درخت كنار ( به ضم كاف ) ، « شجر النبق » ، ناگفته نماند ، نكره آمدن براى غير قابل توصيف بودن است .
مخضود : خم كردن شاخه نرم . و قطع كردن ، على هذا مخضود يعنى : خم شده از كثرت ميوه و يا بىخار ( مقطوع الشوك ) .
طلح : درخت موز ، رجوع شود به ( قاموس قرآن - طلح ) .
منضود : نضد : رويهم چيدن . « نضد المتاع : جعل بعضه فوق بعض »
طَلْحٍ مَنْضُودٍ
: درخت موزى كه ميوهء آن متراكم و بعضى بالاى بعضى است .
مسكوب : ريخته شده . جارى . سكب : ريختن و ريخته شدن اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد يافته است .