شد اما چون روى سخن با جن و انس است لذا لفظ اولوا العقل « من » به كار رفته است . يعنى : همه اولوا العقل به زودى شكل و وجود فعلى را از دست داده و به طرف مرگ خواهند رفت .
علت نعمت بودن « فنا » آنست كه آن شروع انتقال به آخرت و عالم بقاست كه نتيجه زندگى و محل ثواب و جزاست . بدون آن زندگى دنيا عبث مىبود .
ناگفته نماند : منظور از « وجه » ذات پروردگار است
ذُو الْجَلالِ
وصف وجه است ، مىدانيم كه وصف مربوط به ذات مقدس است چنان كه در آخرين آيه سوره آمده :
تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
در اينجا
ذِي الْجَلالِ
مجرور آمده تا وصف « ربك » باشد .
على هذا منظور آنست كه همه چيز فانى مىشوند فقط ذات پروردگارت مىماند كه زوال و تغيير در او راهى ندارد ، نظير :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
قصص / 88 ، آمدن وجه شايد براى آن باشد كه جن و انس با خدا روبرو هستند ، به ثواب و جزا خواهند رسيد ، با فانى شدن مردم اين روبرويى از بين نخواهد رفت .
ذو الجلال راجع به صفات جلال و « الاكرام » راجع به صفات جمال است ، اين دو وصف تعليل « يبقى » مىباشد ، پروردگار مىماند زيرا كه داراى عظمت و عزت است مىتواند بماند ، مىماند تا به اكرام بندگان ادامه دهد .
فَبِأَيِّ آلاءِ . .
نشان مىدهد كه جن در اين كار شريك انس است .
در روايات اهل بيت عليهم السّلام وجه اللَّه به دين خدا و به امامان عليهم السّلام تفسير شده است
« عن الصادق عليه السّلام نحن وجه اللَّه »
اين دو تفسير روى عنايت و توسعه است 29 و 30 -
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ فَبِأَيِّ آلاءِ
.
سؤال اگر به معنى طلب و عطا خواستن باشد ، به دو مفعول بنفسه متعدى مىشود ، نظير « سئلت اللَّه نعمة » و اگر به معنى استخبار باشد مفعول دوم با « عن »