( بر وزن عقل ) جمع آن شروط و شرايط است .
متقلبكم : ظاهرا آن مصدر ميمى است همچنين « مثواكم » پس مثوى به معنى اقامت و متقلب به معنى گردش و حركت است .
محكمة : واضح الدلالة . آن در مقابل متشابه است .
مغشى عليه : محتضر : « غشى عليه » به صيغه مجهول يعنى چيزى بر او عارض شد كه فهمش را پوشانيد .
عزم الامر : يعنى كار جدى شد « صار الامر معزوما » در اقرب الموارد گويد « عزم الامر » يعنى روى فلان كار تصميم گرفته شد ، آن به معنى مجهول است و براى مبالغه به صورت معلوم گفته مىشود .
اقفال : قفلها . اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است .
شرحها
آيات شريفه در سياق آيات گذشته است ، النهاية در اين آيات دو گروه مؤمن و منافق مطرح است چنان كه در آنها مؤمن و كافر مطرح بود .
در مجمع البيان از اصبغ بن نباته نقل شده كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود :
ما در نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حاضر مىشديم ، از وحى مىفرمودند ، من و كسان ديگر گوش مىداديم و چون از محضرش بيرون مىآمديم ( منافقان ) مىگفتند :
الان چه گفت ؟ از اين كلام معلوم مىشود كه آيات در رابطه با منافقان است .
16 -
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً
.
ضمير « منهم » راجع به كفار است به مناسبت آنكه منافق كافر است ، جمع آمدن « خرجوا - قالوا » به اعتبار معناى « من » موصول مىباشد ، نظرشان از