« ذلك » خبر مبتداى محذوف است يعنى : « الامر ذلك » دستور و فرمان قتال چنين است ،
وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا . . .
تعليل حكم فوق است ، يعنى اگر خدا مىخواست از كفار انتقام مىكشيد و امر به قتال نمىكرد ولى خواسته بعضى از شما را با بعضى امتحان كند تا خلوص و ايمان مؤمنان و شقاوت كفار روشن گردد .
بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ
شامل مؤمنان و كفّار هر دو است ، خطاب متوجه به مؤمنان مىباشد .
وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ
يعنى اگر هم در راه خدا كشته شوند زحمتشان به هدر نخواهد رفت ، خدا تلاشى را كه كردهاند به هدف و بهشت خواهد رسانيد ، چنان كه دو آيهء بعدى آن را بيان مىكنند .
دقت
ناگفته نماند در سورهء انفال / 67 مىخوانيم
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
اين آيه در رابطه با آنست كه لازم بود اسيران بدر را بكشند زيرا كه قدرت مسلمانان به آن حد نرسيده بود كه اسير نگاه دارند و مشمول
فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً
شوند ولى عدهاى از اصحاب بر آن حضرت تحميل كردند كه فديه گرفته ، اسيران را آزاد كند ، اين آيه در سال دوم هجرت نازل شده است .
ولى چون اسلام نيرومند گرديد حكم
فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ . . .
نازل ، لذا تباينى در ميان اين دو آيه نيست تا گفته شود اين آيه ناسخ آيهء انفال است چنان كه مرحوم طبرسى نيز در جوامع الجامع فرموده است ، لازم است بدانيم كه انفال سورهء دوم و سورهء محمد نهمين سوره است كه در مدينه نازل شدهاند ، ميانشان زمان بسيارى فاصله افتاده است .