اين سخن را به علّت ايمان آوردن مسلمانان گفتند ، در اين صورت لام به معناى « في » بر مىگردد اين گفته به قدرى سخيف است كه احتياج به جواب نداشت على هذا ذيل آيه مطلب ديگرى را عنوان كرده و مىگويد :
وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ
يعنى چون در اثر استكبار ، با قرآن هدايت نيافتند براى گمراه كردن ديگران گفتند : اين دروغ و افتراء كهنه است نظير :
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
.
12 -
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا
.
در الميزان فرموده : ظاهر آنست كه « من قبله » جملهء حاليه است يعنى كفار مىگويند : قرآن افك قديم است حال آنكه پيش از قرآن تورات بود و قرآن تصديق كنندهء تورات است . به عبارت ديگر تورات براى بنى اسرائيل امام و مقتدا و رحمت بود قرآن نيز مطالب تورات را تصديق مىكند در اين صورت چگونه افك قديم مىشود ؟ ! !
إِماماً وَ رَحْمَةً
حالند از كتاب ، چنان كه
لِساناً عَرَبِيًّا
حال است از « هذا » ( قرآن ) .
لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ
.
مفعول له است براى فعل مقدر نظير « انزلناه » بشرى به معنى خبر مسرت - بخش است . « لتنذر » با تاء و ياء هر دو خوانده شده ، در اول خطاب به پيامبر و در دومى فاعل آن كتاب است .
13 -
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
.
ظاهرا اين آيه در رابطه با آنست كه : مشركان هر چه مىگويند بگويند و هر چه مىكنند بكنند ضررى به مؤمنان ندارد . منظور از
رَبُّنَا اللَّهُ
اقرار