تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ظهور اين كلام و آيه بعدى درباره تجسم اعمال است . 29 -
هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
خطاب خدايا خطاب ملائكه است به مردم ، « نستنسخ » دليل
يَنْطِقُ بِالْحَقِّ
است يعنى نمىتوانيد انكار كنيد ، شايد به كار رفتن استنساخ در جاى كتاب علتش همين است . طبرسى و زمخشرى استنساخ را استكتاب معنى كرده‌اند يعنى ما از ملائكه خواسته بوديم كه اعمال شما را بنويسند ، على هذا اين آيه نظير :
بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
زخرف / 80 مىباشد .

نكته

در الميزان از تفسير قمى از عبد الرحيم قصير نقل كرده كه از حضرت صادق عليه السّلام از
ن وَ الْقَلَمِ
پرسيد ؟ امام فرمود : خدا قلم را از درختى در جنت آفريد كه به آن « خلد » گفته مىشود ، سپس به نهرى در جنت فرمود : مركب باش . آن نهر جامد شد در حالى كه از برق سفيدتر و از عسل شيرين‌تر بود ، آن گاه به قلم فرمود : بنويس . گفت : يا رب چه بنويسم فرمود : بنويس آنچه تا روز قيامت خواهد بود : قلم نوشت در پوستى كه از نقره سفيدتر و از ياقوت صافتر بود ، سپس آن پوست را پيچيد و در ركن عرش قرار داد ، آن گاه نوك قلم را مهر كرد ، قلم ديگر اصلا حرفى نزد ( چيزى ننوشت ) . آن همان كتاب مكنون است كه همهء نسخه بردارى از آنست ، آيا عرب نيستيد ؟ چطور معنى كلام را نمىدانيد ؟ يكى از شما به رفيقش مىگويد : اين كتاب را نسخه بردارى كن آيا جز اين است كه آن را از كتاب ديگرى كه اصل است نسخه بردارى مىكند ؟ آن است سخن خدا كه فرموده
إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ