جلس على ركبتيه » گويى منظور از آن ناتوانى و ذلت در مقابل حق است .
نستنسخ : نسخ : زايل كردن . « نسخ الشيء : ازاله » در مجمع فرموده : نسخ آنست كه چيزى را ابطال كرده و چيز ديگرى در جاى آن قرار دهيم ، اصل آن به معنى عوض كردن است ، استنساخ و نسخه بردارى نوعى ازاله است نسبت به نسخه اوّل و نقل آن به محل ديگر راغب گويد : نسخ كتاب نقل صورت آنست به كتاب ديگر ، اين لازم نگرفته كه صورت كتاب اول زايل شود بلكه لازمهاش اثبات نظير آن در مادهء ديگر است ، مانند زدن مهر در مومهاى متعدد . . .
حاق : حيق : احاطه و فرا گرفتن . گويى : معناى ثبات و لزوم در آن ملحوظ است در اقرب الموارد گويد : « حاق بهم الامر : لزمهم و وجب عليهم » .
يستعتبون : عتبى : رضايت و خوشنودى . اعتاب : راضى كردن . استعتاب :
طلب رضايت .
كبرياء : عظمت و حكومت ، مراد از آن عظمت و برترى و سلطه است .
شرحها
به دنبال مطالب گذشته ، در اين آيات مىفرمايد : حكومت آسمانها و زمين در دست خداست ، هيچ كس نمىتواند او را از آوردن قيامت مانع شود على هذا قيامت واقع مىگردد و اهل باطل به خسران مىافتند .
آن گاه سخن از پرونده و كتاب امتهاست كه قطع نظر از نامهء عمل مخصوص براى هر امت نيز كتابى هست و به سوى آن خوانده مىشوند .