تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
نشويد و براى هدايتشان زحمت نكشيد ، گويى كه اصلا وجود ندارند چنان كه در جاى ديگرى آمده :
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
معارج / 42 ، اين دستور به علّت آنست كه اميدى به هدايتشان نيست . « يغفروا » جواب امر محذوف است و تقدير آن « قل لهم اغفروا يغفروا » مىباشد ، مراد از ايام اللَّه روزهاى عذاب است روزهايى كه قهر خدا در آن متجلّى مىشود
لِيَجْزِيَ قَوْماً
مفعول له « يغفروا » است تنكير « قوما » براى تحقير است گويى اعتنايى به آنها نيست . 15 -
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
. تكميل و تعليل
لِيَجْزِيَ قَوْماً
است يعنى خدا آنها را جزاء مىدهد زيرا كه اعمال بدون نتيجه نخواهد ماند « ثم » ظاهرا براى ترتيب در كلام است . 16 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
برگشت اعمال به خود انسان ، بعثت انبياء را لازم گرفته است زيرا هدايت بر خدا لازم است لذا در اينجا آمدن كتاب به بنى اسرائيل و سپس به حضرت رسول رسول صلّى اللَّه عليه و آله اشاره شده است « الكتاب » تطبيق مىشود با تورات ، به احتمال ضعيف شامل انجيل و زبور نيز مىشود . الميزان حكم را احكام كتاب دربارهء وظائف مردم دانسته است و آن را لازمهء كتاب مىداند ، در اين صورت ، آن نوعى تفسير براى كتاب است ، نبوت مطلق پيامبرى است كه روايت شده هزار پيامبر در قوم يهود مبعوث شده‌اند .
وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
بقيهء موهبهاى خداوند است نسبت به بنى اسرائيل . من و سلوى نيز از آن جمله است .