است كه از « طير » مشتق شده است « طائر » : فال بد .
نرجمنكم : رجم : سنگسار و سنگباران كردن .
اقصى : دور تر . قصو ( بر وزن فلس ) : دورى . « قصا المكان قصوا : بعد » .
خامدون : خمود : فرو نشستن زبانهء آتش « خمدت النار خمودا : طفئ لهبها » ، آن در انسان كنايه از مرگ است ، « خامد » : مرده .
حسرة : حسر در اصل به معنى كشف و انكشاف است « حسر العمامة عن راسه » : عمامه را از سرش كنار كرد . حسرت به معنى اندوه و غصّه است .
شرحها
در آيات گذشته مردم به دو گروه تقسيم شدند ، گروهى كه حق را قبول نمىكنند ، وعدهء عذاب بر آنها حتمى شده ، و گروهى كه حق را قبول كرده و مشمول
بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ
شدهاند ، در اين آيات براى آنها يك شاهد عينى نقل شده است كه آن مرد به پيامبران ايمان آورد و اهل بهشت شد ، گروه ديگر ايمان نياورده و به عذاب دنيا و آخرت گرفتار شدند .
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا
مىگويد : كه اين مثل زنده و اين شاهد عينى را براى اهل مكّه بيان كن . تا به مصداق
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
انفال / 42 ، عدّهاى ايمان بياورند و بر عدهاى حجت تمام شود . و نيز به نظر مىآيد كه اين جريان براى مردم مكّه يك جريان معلومى بوده كه شاهد آورده شده است .