من جبرائيل و ميكائيل كان مع رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله قالا : و لم يصعد إلى السماء و انّه لفينا » .
اين روايت مربوط مىشود به روح نبوّت كه بعد از آن حضرت با ائمّه عليهم السلام بوده است .
ناگفته نماند : با وجود اينها مراد از آيه شريفه كاملا روشن نگرديد .
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ . . .
در رابطه با آنست كه : اين كتاب و ايمان از جانب خداست و ساخته تو نيست ، الف و لام كتاب و ايمان براى عهد است يعنى اين كتاب و اين گونه ايمان .
آرى آن حضرت قبل از نزول كتاب نه آن را به تفصيل مىدانست و نى ايمانى كه از كتاب ناشى مىشود .
لازمه اين سخن آن نيست كه آن حضرت قبلا ايمانى نداشت ، بلكه او پيش از نبوت موحّد و داراى عمل صالح بود ولى آن علم و ايمان تفصيلى را نداشت .
نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
.
اين قسمت از آيه نشان مىدهد كه هدايت اللَّه همان هداية الرسول است .
53 -
صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ
.
بيان صراط مستقيم است ،
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
تعليل مستقيم بودن صراط است آنكه همه چيز مال اوست ، راهش در هدايت مستقيم خواهد بود ، هيچ عاملى جلو استقامت آن را نخواهد گرفت
أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ
لازمه
لَهُ ما فِي السَّماواتِ . . .
است .
شايد منظور آن باشد كه كارهاى كائنات هر يك با طريقى به خدا برمىگردد كار انسانها نيز با وحى آسمانى به او برمىگردد ، اين تعبير فقط يك بار در قرآن