شد كه ولى و سرپرست خداست ، به همين مناسبت در اين آيه آمده كه مشركان جز او ، بتها را سرپرست گرفتهاند ، آن وقت فرموده . اين عمل خلاف حق است بلكه ولى ، خداست .
« ام » به معنى « بل » است ، تقديم « هو » در جملهء
فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ
براى حصر ولايت در خداست
وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى
دليل ديگر ولايت خداست ، همچنين است جملهء
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
آرى بت پرستان قبول داشتند كه بتهاى آنها مرده را زنده نتوانند كرد و بر همه چيز قادر نيستند ، پس ولى نتوانند باشند .
10 -
وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
.
صدر آيه با آنكه دليل ديگرى بر ولايت خداست ، متفرع بر آيهء سابق است يعنى : وقتى كه ولى همه اوست و بر هر چيز تواناست ، پس بايد حكم دربارهء اختلاف نيز مال او باشد ، خواه اختلاف در عقيده باشد يا در شئون زندگى . نظير :
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ . . .
يوسف / 40 .
آن گاه پس از اقامهء دلائل و صاف شدن راه ، خطاب به مشركان مىگويد :
اين خدا پروردگار من است در كارها بر او توكل مىكنم نه بر معبودهاى باطل و در همهء امور به او بر مىگردم و از او فرمان اخذ مىكنم .
11 -
فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
.
پس از گفتن
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي
در آيهء سابق ، در اين آيه و آيهء بعدى بر وجود و توحيد و تدبير خدا استدلال مىكند ، او آفريننده آسمانها و زمين است ، آسمانها و زمين ذاتا ممكن الوجود هستند ، محال است كه بدون علت واجب - الوجود ، خلق شوند .
خداوند تكثير نسل انسان و حيوان را در ازدواج و نر و ماده بودن قرار