كلمهها
رحمن : دربارهء دو وصف رحمان رحيم رجوع شود به سورهء حمد ، به نظر ما رحمان حاكى از رحمت عام و شامل و رحيم حاكى از رحمت ثابت و پيوسته است .
حمعسق : در اول سورهء اعراف در زمينه حروف مقطعه سخن گفته شد ، به آنجا رجوع شود ، در همه سورههاى حواميم بعد از كلمه « حم » سخن از كتاب و قرآن است نظير
تَنْزِيلُ الْكِتابِ
-
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ
ولى در اين سوره با
كَذلِكَ يُوحِي . . .
سخن آغاز مىگردد حيف كه هر قدر كلام را به اينجا و آنجا بكشيم از معانى واقعى اين حروف چيزى دستگيرمان نمىشود .
يتفطرن : فطر : شكافتن و شكاف . مصدر و اسم هر دو آمده است طبرسى فرمايد :
« اصل الفطر : الشق » راغب شكافتن از طرف طول گفته است .
تفطر و انفطار : شكافته شدن .
وكيل : كارساز ، كسى كه كار به او محول شده است .
شرحها
در اين آيات مىخوانيم كه وحى يك سنت الهى است در رسول خدا و همه پيامبران ، وحى به علت حكيم بودن خداست كه نبايد بندگان را بدون هدايت بگذارد ، آسمانها از عظمت وحى نزديك است منفجر شوند ، ملائكه نيز آن وحى و هدايت را از خدا مىخواهند تا بدان وسيله ، بندگان خدا آمرزيده شوند ، آنان كه جز خدا را معبود گرفتهاند از چنگ خدا فرار نتوانند كرد .