1 و 2 -
« حم عسق »
.
در مقدمه سوره گفته شد كه در قرائت كوفى اين حروف دو آيه حساب شدهاند ، حروف مقطعه از مختصات قرآن مجيد است ، در هيچ كتاب ديگر يافته نيست ، آنها اسرارى است ما بين خدا و رسول و اوصياء او عليهم السّلام .
طبرسى رحمه اللَّه در تفسير بقره از امير المؤمنين نقل فرموده :
« انّه قال لكلّ كتاب صفوة و صفوة هذا الكتاب حروف التهجى » .
3 -
كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
لفظ « كذلك » به معنى « اين چنين » اشاره به نفس وحى اين سوره است على هذا مطلق وحى به اين فرد بالخصوص تشبيه شده است ، يعنى : خدا مانند اين سوره ، به تو و پيامبران گذشته وحى مىكند . نتيجه آنست كه : وحى به همهء پيامبران يكسان است و سنت الهى مىباشد .
وصف عزيز و حكيم حاكى است كه اولا خدا قدرت و توانايى اين كار را دارد ثانيا حكمت او لازم گرفته كه بندگان را بىهدايت نگذارد و به آنها پيامبر بفرستد .
4 -
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
.
اين آيه تعليل ديگرى است به فرستادن وحى ، وقتى كه خدا به همه چيز از جمله انسانها ولايت دارد ، وقتى كه و الا مقام حقيقى و بزرگ واقعى اوست ، پس اينها همه ، فرستادن وحى و هدايت را لازم گرفته است ، عظيم گاهى در بزرگ جسمى و محسوس به كار مىرود ، نظير
وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
نمل / 23 و گاهى در عظمت معنوى و احاطه و سلطه ، استعمال آن در خدا به معناى دوم است .
5 -
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ
.