كلمهها
تنزيل : نازل كردن . به معنى مفعول ( منزّل ) نيز آيد .
الدين : به معنى جزا و عبادت آيد ، منظور از آن معناى دوّم است .
ممكن است مراد دين باشد كه طريقهء زندگى است .
زلفى : مصدر است به معنى تقرّب و نيز به معنى مقام و منزلت آيت ، مراد از آن در آيه معناى مصدرى است .
كفار : بسيار كافر و بسيار ناسپاس : با قرائن معلوم مىشود .
واحد : ظاهرا وقتى كه اين كلمه وصف خدا آيد نظر به عدد است يعنى يكى است و دو تا يا بيشتر نيست . راغب « بىتجزى و بىتكثّر » گفته است .
قهار : بسيار غالب و توانا .
يكور : كور و تكوير : پيچيدن و جمع كردن در مجمع البيان انداختن چيزى بالاى چيزى گفته است ، فيومى در مصباح گويد « كار العمامة كورا : ادارها على رأسه » و نيز آمده : « كور العمامة عن رأسه تكويرا : لفّها » .
ازواج : جمع زوج به معنى جفت . در زبان عرب به هر يك از نر و ماده زوج گفته مىشود مثل
اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
كه مراد زن آدم است و مثل
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها
كه مراد مرد است ، زوجه و زوجات در قرآن نيست .
تصرفون : صرف : برگرداندن . خواه ظاهرى باشد يا از حالى به حالى مراد از آن معناى دوّم است « تصرفون » : برگردانده مىشويد .