در آياتى نظير اين آيه گفتهايم : منظور از « سويته » ساختن و پرداختن جسد آدم از گل و از نفخ روح ، دميدن حيات در او و مبدل شدن به انسان است و نيز گفتهايم ظهور آيات آنست كه خلقت آدم بدون سابقه و انفجارى بوده است مانند مبدل شدن عصاى موسى به مار ، منظور از افتادن به سجده ظاهرا خضوع در مقابل آدم و اقرار به لياقت او در خليفة اللهى است .
73 -
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
.
دو تا تأكيد نشان مىدهد كه احدى از ملائكه از اين حكم مستثنى نبوده است .
74 -
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
مگر ابليس كه خودبين شد و امتناع كرد ، به نظر مىآيد « كان » منسلخ از زمان و به معنى « شد » است ، نه اينكه قبلا از كافران بود على هذا « كان » تامه است .
به صريح آيهء
إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ
كهف / 50 شيطان از ملائكه نبود ، لذا جملهء
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ
به طور تغليب به ابليس شامل است ، آن ملعون نيز شمول خطاب را مىدانست ، لذا نگفت : خدايا خطاب به ملائكه بود نه به من .
75 -
قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ
مراد از « يدى » شايد اهتمام به خلقت آدم است مانند كسى كه بگويد اين كار دست من است . در روايتى از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه ، « يدى » به قدرت تفسير شده است . در اين صورت تثنيه براى تأكيد است ، خطاب و استفهام براى توبيخ است و نيز در مقام توبيخ فرموده : آيا خودت را بزرگ ديدى يا