تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
74 - مگر ابليس كه تكبر كرد و از كافران گرديد . 75 - خدا فرمود ، اى ابليس چه عامل مانع شد از سجده‌ات به آنچه با دو دست خود آفريده‌ام آيا خودت را بزرگ ديدى و يا از بزرگان هستى ؟ 76 - گفت : من بهتر از او هستم ، مرا از آتش و او را از گلى آفريده‌اى . 77 - فرمود از آنجا خارج شو ، تو رانده شده‌اى . 78 - لعنت من تا روز جزا بر تو است . 79 - گفت : خدايا تا روزى كه مبعوث مىشوند مهلتم ده . 80 - فرمود : تو از مهلت شدگانى . 81 - تا وقت روز معين . 82 - گفت : به عزتت سوگند ، همهءشان را گمراه خواهم كرد . 83 - مگر بندگانت از آنها كه خالص شده‌اند . 84 - فرمود : سخن من حق است ، حق را مىگويم . 85 - به طور حتم و يقين . جهنم را از تو و پيروان تو پر خواهم كرد . 86 - بگو : از شما پاداشى نمىخواهم و من از اهل تصنع نيستم . 87 - نيست قرآن مگر بيدارى ، جهانيان را . 88 - حتما ( صدق بودن ) خبر آن را بعد از زمانى خواهيد دانست .

كلمه‌ها

ملاء : جماعت و جماعت اشراف . كه هيبت آنها دلها را پر كرده است در صحاح گفته : « الملأ : الجماعة » مراد از آن در آيه معناى دوم است
بِالْمَلَإِ الْأَعْلى
جماعت بالاتر ( انجمن ملائكه ) . قعوا : فعل امر است از « وقع يقع » . متكلفين : متكلف كسى است كه چيزى را بر خود با مشقت تحميل مىكند .